همزمانی بیماریهای قلبی- عروقی با اختلال های روانپزشکی یک چالش مهم درمانی به شمار می رود. برخی از داروهای مصرفی در درمان اختلال های روانپزشکی با پیامدهای خطرناک برای قلب همراه اند و از سوی دیگر مصرف گروهی از این داروها عوارض جدی روانپزشکی را در پی دارند. از جمله عوارض جدی داروهای روانپزشکی می توان از کاهش فشار خون ارتواستاتیک، انواع اختلال های هدایتی قلبی و نشانگان QT طولانی یاد کرد. برای نمونه کاهش فشار خون وضعیتی ناشی از تجویز ضد افسردگی های سه حلقه ای در سالمندان همراه با دهیدراتاسیون می تواند سبب کاهش پرفیوژن بافتی، افتادن بیمار و در نهایت به شکستگی های استخوانی و یا هماتوم ساب دوال بیانجامد. در صورت همزمانی بیماریهای قلبی با اختلال های روانپزشکی کدام یک از داروهای ضد افسردگی، ضد پسیکوز، ضد اضطراب، تثبیت کننده خلق، داروهای محرک و ضد دمانس از نظر ایمنی، برتری دارد؟ کدامیک از این داروها کمترین تداخل را با داروهای قلبی- عروقی مانند وارفارین، هپارین، داروهای ضد فشار خون و آنتی آریتمی دارد؟ در صورت وجود علایم و نشانه های روانپزشکی در بیماران قلبی- عروقی که تحت درمان با داروهای قلبی-عروقی هستند، آیا لازم است که نگران عوارض روانپزشکی داروهای قلبی نیز باشیم؟ برای نمونه وجود توهم بینایی به شکل دیدن حلقه نورانی زرد رنگ دور اشیا و افسردگی در صورت مصرف همزمان دیگوکسین، آیا تشخیص نخست ما اختلال افسردگی با ویژگی های سایکوتیک است که نیازمند درمان های روانپزشکی است یا عارضه روانپزشکی داروی قلبی که با تعدیل میزان مصرف یا تغییر آن، علایم بیمار از میان می روند؟ آثار و پیامد های الکتروشوک در بیماران قلبی چگونه است؟ چگونه می توان در هر بیمار قلبی این عوارض را به کمترین میزان رساند؟ تداخل داروهای روانپزشکی با داروهای قلبی- عروقی از نکات مهم در تصمیم گیری برای آغاز یا ادامه درمان های همزمان دارویی است. برای نمونه تداخل جدی فنوتیازین ها و مهارکننده های بازجذب سروتونینی با بتا بلوکرها یا SSRI ها با وارفارین و نیز لیتیم با تیازیدها و مهار کننده های ACE از جمله این موارد است. در نهایت نشانگان QT طولانی که جدی ترین عارضه قلبی برخی از داروهای روانپزشکی مانند پیموزاید است و اینکه انجام الکتروکاردیوگرافی پی در پی تا چه اندازه در پیشگیری و درمان این عارضه موثر است، از دیگر موضوع های مورد بحث خواهد بود.